واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

648

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

و از ديگر سو به نمايندگان دستگاه ادارى و مأموران عاليمقام ايرانى نزديكشان مىنمود . سلجوقيان قادر نبودند كاملا خويشتن را همانند سامانيان و غزنويان سازند ، زيرا كه تا پايان كار خود از هرگونه دانش و تعليمى بيگانه بودند . خبر موثقى در دست است « 1 » كه حتى آخرين سلطان مقتدر سلجوقى يعنى سنجر سواد خواندن و نوشتن نداشت . دليلى نيست كه بگوئيم اسلاف وى باسوادتر از او بوده‌اند . گرچه پدرش ملكشاه واجد فرهنگ بيشترى معرفى مىشود . بديهى است كه سلطان بىسواد نمىتوانسته مراقب دستگاه ادارى متصرفات وسيع خويش باشد و اين وظيفه منحصرا بر عهدهء وزير بوده . بدين‌سبب در عهد سلجوقيان وزيران به درجه‌اى از اقتدار رسيدند كه پيشتر بىسابقه بوده . نظام الملك كاملا حق داشت كه خود را با سلطان خويش شريك در حكومت بخواند « 2 » . در عين حال در چنين شرايطى مداخله سلطان و دربار او در امور حكومت انعكاس نكبت‌بار خاصى در جريان امور مىداشت . لاجرم نظام الملك « 3 » مىكوشيد تا حتى المقدور احكام كتبى از درگاه كمتر صادر شود ، زيرا كه « هرچه بسيار شود حرمتش برود » . فرامين شفاهى سلطان خطرناك‌تر بوده . به عقيدهء نظام الملك « 4 » ، مىبايد قاعده بر اين قرار گيرد كه اين‌گونه فرامين از طرف شخصى واحد به ديوان يا خزانه ابلاغ گردد و آن شخص حق نداشته باشد اين مهم را به ديگرى محول كند . ديوان بايد پس از دريافت فرمان گزارشى در آن باره تنظيم كند . و فقط بعد از آن‌كه

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 38 ( از سندى سياسى كه بنام شخص سنجر نوشته شده ) . ( 2 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، X ، 138 . ( 3 ) - چاپ شفر ، متن ، 66 ؛ ترجمه 100 - 99 . ( 4 ) - همانجا ، متن ، 81 ؛ در ترجمه ( 120 ) برعكس گفته شده .